ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

395

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

يحيى فاطمه دختر محمد بن حسن بن حسن بن قحطبه بن شبيب بود كه رشيد را به همراه جعفر شير داده بود . رشيد در خانهء آنان بزرگ شده و پرورش يافته بود . زيرا مادر رشيد در خردسالى وى درگذشته بود . رشيد هنگامى كه بزرگ شد و به خلافت رسيد نيز به فاطمه مادر جعفر ، احترام فراوان مىگذاشت و جانب او را مراعات مىكرد و در كارها با وى به مشورت مىپرداخت . روزى عبد الملك بن فضل پرده‌دار رشيد نزد وى آمد و گفت : فاطمه كسى كه امير المؤمنين را شير داده است بر در است ، رشيد به عبد الملك گفت : واى بر تو اى پسر فضل ، آيا او پياده آمده است ؟ عبد الملك گفت : آرى ، خداوند امير را اصلاح گرداند ، او با پاى خود آمده است . رشيد گفت : اى عبد الملك او را بياور ، وقتى كه فاطمه وارد شد و رشيد به وى نگريست ، رشيد برخاست و بر دست و صورت فاطمه بوسه زد . فاطمه گفت : اى امير المؤمنين ، آيا زمانه به دشمنى ما برخاسته است و برادران به جفاى ما پرداخته‌اند و ديگران نزد تو از ما بدى مىگويند ، من در برابر آن شيرى كه به تو دادم ، از تو امان مىخواهم . رشيد گفت : اى مادر رشيد چه شده است ؟ فاطمه گفت : من تو را و يحيى را با يك ديگر شير داده‌ام و امير المؤمنين نيز همواره تو را به خير خواهى او سفارش مىكرد . رشيد گفت : اى مادر رشيد ، گذشته است و قضاى الهى فرود آمده است و موجب خشم خداوند نيز شده است . فاطمه گفت : اى امير المؤمنين ، خداوند هر چه را كه خواهد محو مىكند و هر چه را كه خواهد ثبت مىكند ، ام الكتاب نزد اوست . رشيد گفت : درست گفتى ، اين از آن چيزهايى است كه خداوند محو مىكند . فاطمه گفت : عيب از پيامبران پوشيده شده است ، اى امير المؤمنين چگونه از تو پوشيده نمانده است ؟ رشيد مقدارى تأمل كرد و سپس چنين گفت : وقتى كه مرگ پنجه‌هاى خود را هويدا ساخته است / دانسته خواهد شد كه هيچ آرزويى ديگر فايده‌اى ندارد . فاطمه نيز بدون تأمل افزود : اى امير المؤمنين من براى آرزو اين جا نيامده‌ام چنان كه گفته شده است : وقتى كه به ذخاير نياز مىيابى آنها را نمىيابى / و هيچ مال كنار نهاده شده همچون اعمال نيكو نيست / خداوند به بندگانش دستور مىدهد كه خشم خود را فرو برند و از مردم درگذرند كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد . هارون گفت : وقتى كه خود را از چيزى باز داشتم / تا زمانى كه روزگار در حال گذر است به آن روى نخواهم كرد .